کافی بودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کافی بودن . [ دَ ] (مص مرکب ) بس بودن و کفایت کردن . (ناظم الاطباء).
فرهنگ طیفی واژهدان
بس بودن، کفایت کردن، جواب دادن، راضی کردن، بهنصاب رسیدن، حداقل لازمرا فراهم کردن، بهاندازه بودن، تکمیل بودن، کامل شدن، نمره قبولی آوردن، امتیاز آوردن