کافور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کافور. (اِخ ) (جبال الَ ...) رشته کوههایی است در چین که بعلت وفور درخت کافور به این نام خوانده شده است . (نخبةالدهر دمشقی ص ١٥٢).
کافور. (اِخ ) دهی است از دهستان شهاباد بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند ٧هزارگزی شمال خاوری قاین کوهستانی و گرمسیر است . آبش از چشمه تأمین میشود. محصولاتش غلات و شلغم، و شغل اهالی آن زراعت و مالداری است . راههایش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
کافور. (اِخ ) دهی است از دهستان زیرکوه بخش قاین شهرستان بیرجند ٨٣هزارگزی شمال خاوری قاین کوهستانی و گرمسیر است سکنه ٔ آن ٦٥ تن است . زمینش از آب چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات و شلغم . و شغل سکنه ٔ آن زراعت و مالداری است راههایش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).