کافل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(فِ) [ ع. ] (اِفا.) ضامن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(فِ) [ ع. ] (اِفا.) ضامن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کافل . [ ف ِ ] (ع ص ) عائل . پذیرفتار. پذیرنده . پذیرنده ٔ تعهد و تیمار کسی و آنکه چیزی نخورد و پیاپی روزه دارد و روزه ها را بهم متصل سازد و آنکه با خودپیمان بندد که در روزه سخن نگوید و حرفی بر زبان نیاورد. (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).