کاغنه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاغنه . [ غ ُ ن َ / ن ِ ] (اِ) کرمی است سرخ و زهردار و بر او نقطه های سیاه باشد و بیشتر در پالیزها پیدا میشود و پالیز را ضایع کند و آن را به عربی ذروح خوانند. (جهانگیری ) (رشیدی ) (برهان ) (آنندراج ). ◄ کرم شبچراغ . کاونه . (رشیدی ) (برهان ) (آنندراج ). ◄ مرغی که شبها بپرد و بانگ کند. (برهان ). کوژ خار. باغوجه . مگسک . عروسک . ذروح . رجوع به ذروح شود.
کاغنه . [ غ َ ن َ / ن ِ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای قندهار. (برهان ).