کاغذین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاغذین . [ غ َ ] (ص نسبی ) منسوب به کاغذ و هر چیز ساخته شده از کاغذ. (ناظم الاطباء). کاغذی : همچو دف کاغذینش پیراهن همچو چنگش پلاس بین شلوار. خاقانی . - کاغذین سد ؛ سد نااستوار. سدی که بنای آن استوار نباشد چنانکه گویی از کاغذ ساخته شده : زن رومی آید کند کاغذین سد که از هندی آهن بنائی نیابی . خاقانی (دیوان، چ عبدالرسولی ص ٤٤٨). - کاغذین طناب ؛ طناب سست و بی دوام : دیوانه طناب کاغذین ندرد چونانکه تو صف آهنین دری . منوچهری .