کاغذین جامه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. مِ) نک جامة کاغذین.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. مِ) نک جامه کاغذین.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاغذین جامه . [ غ َ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) کنایه از عجز و بیچارگی باشد. (برهان ) (انجمن آرا). درماندگی . (ناظم الاطباء). ◄ تظلم . (برهان ) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا). کاغذی جامه . جامه ٔ کاغذی . کاغذین جامه ای بوده از کاغذ که متظلم میپوشید و نزد حاکم میشد و او درمی یافت که وی دادخواه است و به دادش میرسید. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). جامه ٔ کاغذ که فریادیان پوشند و در قدیم رسم بوده . (آنندراج از بهار عجم ). حاسدانم چون هدف بین کاغذین جامه که من تیر شحنه از پی امن شبان آورده ام . خاقانی . کاغذین جامه هدف وار علی اﷲ زنیم تا به تیر سحری دست قدر بربندیم . خاقانی . کاغذین جامه به خونابه بشویم که فلک رهنمونیم بپای علم داد نکرد. حافظ. رجوع به کاغذین پیرهن شود. - کاغذین جامه پوشیدن ؛ دادخواه شدن و تظلم کردن : کاغذین جامه بپوشید و بدرگاه آمد زاده ٔ خاطر من تا بدهی داد مرا. کمال اسماعیل . رجوع به فرهنگ انجمن آرا ذیل کاغذین جامه شود.