کاغذ کبود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاغذ کبود. [غ َ ذِ ک َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) که به رنگ کبود باشد که کم ارزش تر از کاغذ سفید بوده است : گر نسخه های شعرم از کاغذ کبود است خالی ز حکمتی نیست چون کاغذ دوائی . مخلص کاشی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاغذ کبود. [غ َ ذِ ک َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) که به رنگ کبود باشد که کم ارزش تر از کاغذ سفید بوده است : گر نسخه های شعرم از کاغذ کبود است خالی ز حکمتی نیست چون کاغذ دوائی . مخلص کاشی (از آنندراج ).