کاغذ باد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاغذ باد. [ غ َ / غ َ ذِ / ذْ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کاغذی است معروف که به رشته بسته به هوا کشند. (غیاث ). اسباب بازی کودکان .بادبادک . بمعنی کاغذ اطفال . (آنندراج ) : نوآموز حیا طفلی که در دام غمم دارد رود گر عالمی بر باد کاغذ باد میداند. عظیم نیشابوری . کسی که عشق بود روز اول استادش کتاب حرف هوائی است کاغذ بادش . ملاطاهر غنی (از آنندراج ). چنان شد هوا تر ز فیض سحاب که شد کاغذ باد کشتی آب . سعید اشرف (از آنندراج ).