فرهنگ لغت

کاست و فزود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کاست و فزود. [ت ُ ف ُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) معرب آن کستبزود . (انجمن آرا) (آنندراج، ذیل لغت کاست ). کاستن و فزودن . (انجمن آرا) (آنندراج ). - دیوان کاست وفزود ؛ دیوان کستبزود. دیوانی بود که در آن خراج هر یک از ارباب میاه و آنچه میکاسته یا می فزوده و یا از نامی بنام دیگری تحویل میشده، ضبط میکرده اند. و رجوع به «کستبزود» شود.

معنی کاست و فزود | فرهنگ لغت