کاس کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ دَ) (مص م.) (عا.) از شدت اصرار و الحاح کسی را خسته کردن، امان وی را بریدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ دَ) (مص م.) (عا.) از شدت اصرار و الحاح کسی را خسته کردن، امان وی را بریدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاس کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) امان کسی را بریدن (لهجه ٔ قزوینی ).