فرهنگ لغت

کاریزدر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کاریزدر. [ دَ ] (اِخ ) دهی از دهستان مانه ٔ بخش صفی آباد شهرستان سبزوار، واقعدر ٢٢هزارگزی شمال باختر صفی آباد سر راه مالرو عمومی مانه . جلگه و معتدل و سکنه ٔ آن ٢٥٣ تن است . قنات دارد محصول آن غلات و پنبه و شغل اهالی زراعت است . راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).

معنی کاریزدر | فرهنگ لغت