کارگشا
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گُ) (ص فا.) مشکل گشا، چاره جو.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گُ) (ص فا.) مشکل گشا، چاره جو.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کارگشا. [ گ ُ ] (نف مرکب، اِ مرکب ) کارگشای . تسهیل کننده ٔ کار. گشاینده ٔ کار. رجوع به کارگشای شود. ◄ کسی که کارهای مردم را روبراه کند. واسطه . دلال .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی