کارپرورد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کارپرورد. [ پ َرْ وَ ] (ن مف مرکب ) آنکه بطور شایستگی و صرفه خرج کند. (ناظم الاطباء). کسی که کار خانه را نیکو انجام میدهد. (شعوری ). ◄ کسی که فکر کند و کار انجام دهد. (ناظم الاطباء). پاک ضمیر و صحیح فکر. (شعوری ) : میان عاقلان باشد سرآمد هر آنکه در جهان بُد کارپرورد. (از شعوری ).