کارورز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کارورز. [ کارْ وَ ] (نف مرکب، اِ مرکب ) کارقبول کننده . کارگر : یکی کارورز و دگر گرزدار سزاوار هر کس پدید است کار. فردوسی . ◄ دانشجویی که امتحان مسابقه را گذرانده و در بیمارستان بدستور سرپزشک کار میکند. (فرهنگستان ).