فرهنگ لغت

کارشکنی کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کارشکنی کردن . [ ش ِ ک َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بهتان زدن و افترا زدن و رسوا کردن و مانع شدن از پیشرفت کار. (ناظم الاطباء). مانعها بچاره و حیله برای پیش نرفتن کار کسی بکار بردن .

معنی کارشکنی کردن | فرهنگ لغت