کاردی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاردی . (ص نسبی ) منسوب به کارد. - گوسفند (گاو) کاردی ؛ گوسفند و گاوی که برای کشتن پرورش دهند. ◄ (اِ) شفتالوی بزرگ دیررس . قسمی شفتالوی درشت وپرآب و خوش طعم دیررس که چون غالباً آن را نارسیده خورند ناچار با کارد برند. هلوی کاردی .
کاردی . (اِ) نامی است که در «نور» (مازندران ) به بارهنگ دهند. رجوع به بارهنگ شود.