کارتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کارتن .[ ت َ ] (اِ مرکب ) عنکبوت را گویند. (برهان ) (انجمن آرا). مؤلف برهان گوید: اگر پای عنکبوت بر کسی بندند که شبها تب میکرده باشد تب ازو مفارقت کند، اگر جایگاه عنکبوت را با علک رومی بخور کنند تمام بگریزند و الا بمیرند : جولهی را در خراسان بُد وطن دام زرقش کار او چون کارتن . سراج الدین راجی . ◄ جولا. جولاهه .
کارتن . [ رُ ت ِ ] (فرانسوی، اِ) ماده ای که در پلاستهای ریشه ٔ هویج علاوه بر کلروفیل وجود دارد. (گیاه شناسی گل گلاب ص ٢٠).
کارتن . [ ت ُ ] (فرانسوی، اِ) جلد مقوائی برای ضبط اوراق . ◄ پرونده . جزوه دان .