کاربن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بُ) [ فر. ] (اِ.) کربن. کاغذ، کاغذی است که یک طرف آن رنگی است و آن را برای کپی برداشتن در هنگام نوشتن مورد استفاده قرار میدهند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بُ) [ فر. ] (اِ.) کربن. کاغذ، کاغذی است که یک طرف آن رنگی است و آن را برای کپی برداشتن در هنگام نوشتن مورد استفاده قرار میدهند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاربن . [ ب ُ ] (فرانسوی، اِ) کاربون . کربن . عنصر الالماس . جسم بسیطی که متبلور و بی شکل بصورت الماس و زغال سنگ در طبیعت یافت میشود. ◄ زغال .