کاربر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاربر. [ ب ُ ] (نف مرکب ) آنکه زود امور را فیصل کند و کاری را بانجام رساند. احوذی . (منتهی الارب ). قضی . ماضی فی الامور. ◄ برهم زن کار. (آنندراج ) : از دو کونم قطع سودا کرد و در خونم نشاند هست تیغ غمزهایت کاربر هم کارساز. مخلص کاشی (از آنندراج ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی