کارآمد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) (ص مف.) شایسته، کاردان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) (ص مف.) شایسته، کاردان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کارآمد. [ م َ ] (ن مف مرکب ) آنکه کارها را به نیکوئی انجام دهد. آنکه کار داند، گوئیم : مردی یا زنی کارآمد است : بجز فرهاد کورا تیشه ٔ آخر بکار آمد به این فرزانه ده یک مرد کارآمد نمی آید. محسن تأثیر (از آنندراج ). ◄ شی ٔ قابل استعمال .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی