کارآشوبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کارآشوبی . (حامص مرکب ) کارشکنی . خرابی کار : ز کارآشوبی مریم برآسود رطب بی استخوان شد شمع بی دود. نظامی . رجوع به گنجینه ٔ گنجوی شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کارآشوبی . (حامص مرکب ) کارشکنی . خرابی کار : ز کارآشوبی مریم برآسود رطب بی استخوان شد شمع بی دود. نظامی . رجوع به گنجینه ٔ گنجوی شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی