کار گذاشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کار گذاشتن . [ گ ُت َ ] (مص مرکب ) نصب کردن چنانکه دری را در درگاه .
فرهنگ طیفی واژهدان
کاشتن، پیوند زدن، جای دادن، نشاندن، جایگیر کردن، قرار دادن، مستقر کردن، نهادن، گذاشتن سوراخ کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کار گذاشتن . [ گ ُت َ ] (مص مرکب ) نصب کردن چنانکه دری را در درگاه .
فرهنگ طیفی واژهدان
کاشتن، پیوند زدن، جای دادن، نشاندن، جایگیر کردن، قرار دادن، مستقر کردن، نهادن، گذاشتن سوراخ کردن