کار دست بسته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کار دست بسته . [ رِ دَ ب َ ت َ / ت ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از کار نمایان که از دست دیگران به آسانی برنیاید . (آنندراج ). کار مشکل که از دست دیگران به آسانی صورت نبندد. (غیاث، از چراغ هدایت و بهار عجم ) : نشد درست به هندوستان شکسته ٔ ما نماز بود درو کار دست بسته ٔ ما. محمد قلی سلیم (ازآنندراج ).