کار به ساز کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کار به ساز کردن . [ ب ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کار چون زر شدن . (آنندراج ) رجوع به همین لغت شود. به نیکی انجام شدن امر : دنیا چو تو چشم باز کردی هیچ است هر کار کزو به ساز کردی، هیچ است چون صورت آئینه تماشاش خوش است چون دست طمع دراز کردی هیچ است . محمد ابراهیم فارغا (از آنندراج ).