کاخشتوانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کاخشتوانی . [ خ ُ ت ُ ] (ص نسبی ) منسوب به کاخشتوان .(انساب سمعانی ورق ٤٧٠ ب ). رجوع به کاخشتوان شود.
کاخشتوانی . [ خ ُ ت ُ ] (اِخ ) ابوبکر محمدبن سلیمان بن علی الکاخشتوانی البخاری معروف بمرد علم، ابومحمد عبدالعزیزبن محمد نخشبی حافظ ذکر اوآورده و گوید اباذر بغدادی از او سماع دارد. وی در سال ٤٤٩ وفات یافته . (از انساب سمعانی ورق ٤٧٠ ب ).