ژیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) آبگیر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) آبگیر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ژیر. (اِ) بمعنی آژیر است که آبگیر و تالاب و گوی باشد که آب باران و غیره در آن جمع شود. (برهان ). حوض . ژی . آبدان . شَمَر. آبگیر. برکه . غدیر. اوشال .