ژولیده موی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ژولیده موی . [ دَ / دِ ] (ص مرکب ) پریشان موی . آنکه موی و زلف آشفته و درهم دارد: اَشوع، اشعث ؛ مرد ژولیده موی . شَعْثاء؛ زن ژولیده موی . (منتهی الارب ). منتفش الشعر و منتفشةالشعر؛ ژولیده موی : همی رفت ژولیده دستار و موی کف دست شکرانه مالان به روی . سعدی . ♦ ژولیده موی شدن ؛ پریشان موی شدن . زلف درهم شدن . شَعَث . (منتهی الارب ).