ژن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ژن .[ ژُ ] (اِخ ) نام کرسی بخش لاند از ولایت مُن -دو-مارسان، دارای ٦٠٨ تن سکنه .
ژن . [ ژِ ] (اِخ ) (ایتالیایی : جِنُوا ) نام شهری در ایطالیا پایتخت لیگوری، بندری بر ساحل خلیج ژِن از فروع دریای مدیترانه، دارای ٦٣٠٠٠٠ تن سکنه و آن شهری باشکوه و دارای قصور عالیه و موزه های پرنفایس و بندری تجارتی است و بدانجا کارخانه های صنعتی و کشتی سازی و نساجی و فلزکاری هست و شراب و ابریشم وروغن صادرات آن است . این شهر را در قرون وسطی لیگورها و ژن ها بنا کردند و پایتخت کشور جمهوری ژن که مردم آن در تجارت با مردم «ونیز» رقابت میکردند گردید. این بندر در ١٦٨٤ م . بفرمان لوئی چهاردهم پادشاه فرانسه بمباران شد و بسال ١٧٩٨ پایتخت جمهوری لیگورین گردید و در سال ١٨٠٥ به امپراطوری فرانسه ملحق گشت .
ژن . [ ژَ ] (ص ) زشت . بدهیئت . (آنندراج ). در زبان پهلوی زشت باشد. (فرهنگ شعوری ج ٢ ص ٥١). فرومایه . دون . (ظاهراً از مجعولات شعوری است ).