ژندژند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ژندژند. [ ژَ ژَ ](ص مرکب ) پاره پاره . (برهان ). قطعه قطعه : هم خامه ٔ مآثر من کرده ریزریز هم جامه ٔ مفاخر من کرده ژندژند. شهاب الدین بغدادی (از جهانگیری ). رجوع به ژند شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ژندژند. [ ژَ ژَ ](ص مرکب ) پاره پاره . (برهان ). قطعه قطعه : هم خامه ٔ مآثر من کرده ریزریز هم جامه ٔ مفاخر من کرده ژندژند. شهاب الدین بغدادی (از جهانگیری ). رجوع به ژند شود.