ژرمن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) هانری . نام سیاستمدار ومتخصص در امور مالی فرانسوی . مولد لیون بسال ١٨٢٤ ووفات در پاریس بسال ١٩٠٥ م . او را آثاری چند است .
ژرمن . [ ژِ م َ] (اِخ ) میشل . از مردم فرانسه . بِنه دیکتن سنت مور و عالم به خطوط قدیمه . مولدبسال ١٦٤٥ در پرون و وفات بسال ١٦٩٤ م . در پاریس .
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) (قدیس ) او را ژرمن کوزَن گویند. وی در پیبراک نزدیکی تولوز بسال ١٥٧٩ م . متولد شد و بسال ١٦٠١ در همانجا درگذشت . مقبره ٔ او زیارتگاه مردم است .