چیچکلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چیچکلو. [ چی چ َ ](اِخ ) دهی است از دهستان سیاه منصور شهرستان بیجار. در ٥ هزارگزی شمال باختری حسن آباد سوگند و ١٢هزارگزی شمال آی قلعه سی واقع است . ٤٤٠ تن سکنه دارد. از چشمه آبیاری میشود. محصولش غلات و لبنیات است . شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان، از قبیل قالیچه و جاجیم بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
چیچکلو. [ چی چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاردولی بخش مرکزی شهرستان مراغه . در ٨١هزارگزی جنوب خاوری مراغه و ٥٠٠ گزی باختر شوسه ٔ شاهین دژ به میاندوآب واقع است . جلگه است، ١٠٢ تن سکنه دارد. از زرینه رود آبیاری میشود. محصولش غلات بادام، چغندر، و حبوبات است . اهالی به کشاورزی اشتغال دارند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
چیچکلو. [ چی چ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سهندآباد شهرستان تبریز. در ٢٩ هزارگزی جنوب باختری بستان آباد و ٢٦ هزارگزی شوسه ٔ بستان آباد به تبریز واقع شده . جلگه است و ٣١٨ تن سکنه دارد. از رود چیچکلو آبیاری میشود. محصولش غلات، درخت تبریزی و شغل اهالی کشاورزی و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).