چین/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(اِ.)<BR>۱- شکن، شکنج.<BR>۲- (کن.) روی در هم کشیدن، در غضب شدن.<BR>۳- (کن.) پیر شدن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآژنگ، اخمه، چروکتا، لاتاب، شکن، شکنج، فر، کرسواژه قبلی: چیلرواژه بعدی: چینه