چینه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(نِ) [ په. ] (اِ.) ۱- دانهای که مرغ از زمین برچیند و بخورد. ۲- دیوار گلی، هر طبقه از دیوار گلی.مترادفها و واژههای مرتبطدانهحصار گلی، دیواره گلی، دیوار گلیطبقه، قشر، لایهواژه قبلی: چینواژه بعدی: چینه دان