چیزنادیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چیزنادیده . [ دی دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) در تداول مردم خراسان با فقیر و نوکیسه مرادف است . ندیدبدید. تازه به دوران رسیده . نوتوانگر : و مردم چیزنادیده را بر چیز استوار مدار. (منتخب قابوسنامه ص ١٨٣).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چیزنادیده . [ دی دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) در تداول مردم خراسان با فقیر و نوکیسه مرادف است . ندیدبدید. تازه به دوران رسیده . نوتوانگر : و مردم چیزنادیده را بر چیز استوار مدار. (منتخب قابوسنامه ص ١٨٣).