چیزلیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چیزلیز. (اِ مرکب، از اتباع ) از اتباع است و معنی آن کالای کم و اندک بود. (جهانگیری ). چیز کم و اندک که به عربی بضاعت مزجات خوانند. (برهان ) (غیاث اللغات ) : چون بِه ْ از جان نیست جان باشد عزیز چون بِه ْ آمد نام جان شد چیزلیز. مولوی .