فرهنگ لغت

چیزجزیی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

چیز کم بها پشیز، پول سیاه، غاز، قاز، مبلغ ناچیز، اندک، پاپاسی، پول خرد، پنی، فلس باد هوا چیزهای نادرست و بیهوده و به‌دردنخور، آشغال، آت‌وآشغال، اباطیل، اپسیلون، پوش

معنی چیزجزیی | فرهنگ لغت