چیربخت گشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چیربخت گشتن . [ ب َ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) پیروزبخت شدن . خوشبخت شدن . پیروز شدن . غالب و فاتح آمدن : سه روز این چنین بود پیکار سخت نگشت از دلیران یکی چیربخت . اسدی (گرشاسب نامه ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چیربخت گشتن . [ ب َ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) پیروزبخت شدن . خوشبخت شدن . پیروز شدن . غالب و فاتح آمدن : سه روز این چنین بود پیکار سخت نگشت از دلیران یکی چیربخت . اسدی (گرشاسب نامه ).