چکاندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(چَ دَ) (مص م.)<BR>۱- قطره قطره ریختن مایعی.<BR>۲- کشیدن ماشة تفنگ و تیر انداختن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطچکانیدن، قطرهقطره ریختنشلیک کردن، ماشه کشیدنواژه قبلی: چکامه سراواژه بعدی: چکاننده