چکامه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(چَ مِ) [ په. ] (اِ.)<BR>۱- قصیده.<BR>۲- شعر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(چَ مِ) [ په. ] (اِ.) ۱- قصیده. ۲- شعر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چکامه . [ چ َ م َ / م ِ] (اِ) قصیده را گویند وآن مطلعی است با ابیات متوازنه ٔ متشارکه در قافیه وردیف زیاده برهفده بیت، مبتنی بر هفت شرط چنانکه نزد اهل این صنعت مبین است . (برهان ). شعر و قصیده است .(انجمن آرا) (آنندراج ). قصیده و چغامه . (ناظم الاطباء). چامه و سرواد و شعر و سرود و چگامه : اگر قبول ملک افتد این چکامه ٔ نغز به آب سیم نگارمش بر صحیفه ٔ زر. قاآنی . رجوع به سرواد و چامه و چگامه و قصیده شود.