چپ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(چَ)<BR>۱- (ص. ق.) کج، ناراست.<BR>۲- (ص.) واژگون.<BR>۳- لوچ، دو بین.<BR>۴- کسی که با دست چپ کار میکند.<BR>۵- (اِ.) طرف چپ.<BR>۶- اصطلاحی سیاسی و آن عنوانی است برای تمام کسانی که در مرامهای سیاسی خود خواستار دگرگونیها و تحولات انقلابی و تند میباشند. این اصطلاح از انقلاب فرانسه گرفته شدهاست چون در مجمع ملی آن نمایندگان انقلابی تندرو در طرف چپ و محافظه کارها در طرف راست مینشستند. ؛~ افتادن با کسی کنایه از: با کسی بد شدن.<br>