چپقلو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چپق لو. [چ ُ پ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بروانان بخش ترکمان شهرستان میانه که در ١٤هزارگزی جنوب خاوری ترکمان و ٣هزارگزی شوسه ٔ میانه به تبریز واقع شده . کوهستانی و معتدل است و ٦٨٦ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات، نخود و عدس، شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش ارابه رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
چپقلو. [ چ ُ پ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خدابنده لو بخش شهرستان سنندج که در ٢٨هزارگزی جنوب خاوری گل تپه و ١١هزارگزی خاور شوسه ٔ همدان به بیجار واقع شده . کوهستانی و سردسیر است و ٢٧٠ تن سکنه دارد. آبش از چشمه ها و قنات . محصولش غلات، جزئی انگور و لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش مالرو است . تابستان از طریق گنبدان اتومبیل هم میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
چپقلو. [ چ ُ پ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پیشخور بخش رزن شهرستان همدان که در ٣٩هزارگزی جنوب خاوری قصبه ٔ رزن، کنار شمالی راه اتومبیل رو تجرک به نوبران واقع شده . جلگه، معتدل و مالاریائی است و ٢٠٥ تن سکنه دارد. آبش از قنات، محصولش غلات دیم و آبی و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری و راهش اتومبیل رو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).