چپ و راست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چپ و راست . [ چ َ پ ُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) جانب چپ و راست . سمت چپ و راست : معتقدان و دوستان از چپ و راست منتظر کبر رها نمیکند کز پس و پیش بنگری . سعدی . دل و جانم بتو مشغول ونگه بر چپ و راست تا ندانند رقیبان که تو منظور منی . سعدی . در دیر محکم ببستم شبی دویدم چپ و راست چون عقربی . سعدی . سبک طوق و زنجیر از او باز کرد چپ و راست پوئیدن آغاز کرد. سعدی . ◄ آنکه با هر دو دست کار کند. کسی که با دست چپ و راست کار تواند کرد. آن کس که با دست چپ کار دست راست نیز تواند کرد. ◄ عدم ثبات و بی قراری و بی خبری . (ناظم الاطباء). ◄ دو حلقه یا قلاب که داخل هم شود. (فرهنگ نظام ). نیز ریسمان ها یا تخته هایی که مانند حلقه ها یا قلابها داخل هم است . (فرهنگ نظام ). بعضی از شعراء آنرا مخفف کرده «چپراس » در شعر آورند. (فرهنگ نظام ). رجوع به چپ راست و چپراس شود. ◄ حمایل از دوجانب . رجوع به چپراس و چپ راست شود.