چوک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ.) آلت تناسل مرد، نره.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) آلت تناسل مرد، نره.
(اِ.) شب آویز، مرغ حق.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چوک . (اِخ ) از قرای ممسنی فارس است . (مرآت البلدان ج ٤ ص ٢٨٨).
چوک . (هندی، اِ) بازار و محلی که در آن خرید و فروش کنند. و بازار هر روزی . ◄ بازار مخصوص به لباسهای مستعمل . (ناظم الاطباء).
چوک . (هندی، اِ) نام هندی چیزی از قبیل رب بسیار ترشی که از کوهستان نیپال و نواحی آن می آورند و آبلیمو را چون بجوشانند تا غلیظ شود. علق .
مترادف و متضاد واژهدان
شباویز، شوک، مرغ حق آلت مردی
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه