چورس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چورس . [ چ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چای پاره ٔ بخش قره ضیاءالدین شهرستان خوی . ٢٠٢٣ تن سکنه دارد.آب آن از قنات، چشمه و نهر. محصولاتش غلات و حبوبات است . دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
چورس . (اِخ ) نام قریه ای از قراء ماکو درمغرب نخجوان واقع در آذربایجان غربی که در زمان شاه عباس صفوی سلمان خان سورباشی دنبلی در آنجا حکومت داشت . (جغرافیایی غرب ایران ص ٦٤ و تاریخ کرد ص ٢٠٧).