چوبکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص نسب.)<BR>۱- مهتر پاسبانان، چوبک زن.<BR>۲- نوکر عسس و داروغه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص نسب.) ۱- مهتر پاسبانان، چوبک زن. ۲- نوکر عسس و داروغه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چوبکی . [ ب َ ] (ص نسبی، اِ مرکب ) نوکر عسس و داروغه و امثال آن . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). نوکر پاسبانان . کهتر پاسبانان . عسس . (یادداشت مؤلف ) : بهرام دگرکه هست چوبین از چوبکیانت ای شه دین . محسن تأثیر (از آنندراج ). ◄ مهتر و ریش سفید پاسبانان . (برهان ). مهتر و بزرگ پاسبانان شب . (ناظم الاطباء). مهتر پاسبانان . چوبک زن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ چوبدار. (آنندراج ). ◄ چوب زین . (ناظم الاطباء). ◄ چوبک فروش . رجوع به چوبک و چوبک زن شود.