چهل روزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهل روزه . [ چ ِ هَِ زَ / زِ ] (ص نسبی ) که چهل روز بر وی گذشته باشد. که دوران زندگیش به چهل روز برآمده باشد. که مدت حیاتش به چهل روز بالغ شده باشد. ♦ کودک چهل روزه ؛ کودکی که عمر وی چهل روز باشد : چهل روزه شد رود و می خواستند یکی تخت شاهی بیاراستند... چو آن خرد را سیر دادند شیر نَوَشتندش اندر میان حریر چهل روزه را زیر آن تاج زر نهادند بر تخت فرخ پدر. فردوسی .