چهره گردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهره گردیدن . [ چ ِ رَ / رِ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) مقابل شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). روبرو شدن . مواجه شدن . مقابل شدن . رودررو قرار گرفتن . راست آمدن با کسی . روبارو شدن : کجا با برهمن زاهد تواند چهره گردیدن ندارد سبحه اش آن دل رگ زنار می باید. ظهوری (از آنندراج ). ◄ کنایه از حریف و روکش باشد. (آنندراج ). حریف شدن .