چهره نویس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهره نویس . [ چ ِ رَ / رِ ن ِ ] (نف مرکب ) آنکه چهره های نوکران را نوشته سررشته ٔ آن در دفتر نگاهدارد. (آنندراج )(بهارعجم ). قیافه نویس . (ناظم الاطباء). آیا کسی بوده است که شمائل و ملامح هر فرد لشکری را می نوشته ؟ (یادداشت مؤلف ) : داری پی شان ز طالع مهر صد چهره نویس چون منوچهر. محسن تأثیر (از بهار عجم ). صورت نویس . صورت بردار. آنکه سیاهه ٔ نام لشکر تهیه کند. که صورت سپاهیان بردارد. رجوع به چهره نویسی شود.