چهره ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهره ساختن . [ چ ِ رَ/ رِ ت َ ] (مص مرکب ) صورت کشیدن . نقاشی کردن . صورتگری کردن . چهره پرداختن . رخسازی کردن . منظره ساختن . ◄ روبرو کردن . مقابل کردن . مواجهه دادن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهره ساختن . [ چ ِ رَ/ رِ ت َ ] (مص مرکب ) صورت کشیدن . نقاشی کردن . صورتگری کردن . چهره پرداختن . رخسازی کردن . منظره ساختن . ◄ روبرو کردن . مقابل کردن . مواجهه دادن .