چهارچنگولی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
چهارچنگولی . [ چ َ / چ ِ چ َ ] (ص نسبی، ق مرکب ) تن و دست و پای کژ و خشک شده . ◄ در تداول عامه بدن متشنج و خشک . رجوع به چارچنگولی شود. ♦ چهارچنگولی ماندن ؛ حرکت نتوانستن از کثرت درد، که در ناحیه ٔ کمر و پشت از قولنج و غیره عارض شود.